🐝🎨B_B_B_BEST🌼💐 🐝🎨B_B_B_BEST🌼💐 .

🐝🎨B_B_B_BEST🌼💐

روابط ايران وامريكا




روابط ايران وامريكا


تكه چسباني با استفاده از روزنامه‌ها ومجلات يكصد سال گذشته در مورد روابط ايران و آمريكا

روابط ايران و آمريكا از اواسط قرن نوزدهم ميلادي آغاز شد.[۱] اين روابط از سال ۱۹۴۴ تا انقلاب ايران در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ برقرار بود.[۲] پس از پيروي انقلاب ايران، دو كشور در چند مورد محدود روابط سياسي و نظامي محرمانه‌اي با يكديگر برقرار نموده بودند (ماجراي مك‌فارلين، كمك به يورش نظاميان آمريكايي از شمال افغانستان به مواضع طالبان توسط نيروهاي سپاه و ...) ولي در عين حال مناسبات رسمي با يكديگر نداشتند تا ۷ خرداد ۱۳۸۷ كه شروع ۳ دور مذاكرات فرستادگان ايران و آمريكا در بغداد بر سر برقراري صلح در عراق بود كه به دليل اختلاف نظرهاي شديد دوطرف، ناكام باقي‌ماند. از آن زمان در خلال چند دور سفرهاي محمود احمدي‌نژاد به سازمان ملل متحد، وي پيشنهادهايي براي مذاكره مستقيم با دولت آمريكا مطرح نموده بود كه با مخالفت‌هايي از جانب مقامات حكومت ايران و نيز سكوت دولتمردان آمريكايي همراه بوده است.
محتويات
۱ روابط سياسي
۱.۱ از آغاز تا جنگ جهاني دوم
۱.۲ جنگ جهاني دوم
۱.۳ پس از جنگ جهاني دوم
۱.۴ ملي شدن صنعت نفت
۱.۵ پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
۱.۶ دوران پس از انقلاب ايران
۱.۶.۱ جيمي كارتر
۱.۶.۲ دولت رونالد ريگان
۱.۶.۳ دولت جورج اچ دبليو بوش
۱.۶.۴ دولت بيل كلينتون
۱.۶.۵ دولت جورج دابليو بوش
۱.۶.۶ دولت اوباما
۱.۶.۷ دولت حسن روحاني
۲ روابط فرهنگي
۳ ايرانيان در آمريكا
۴ جستارهاي وابسته
۵ منابع
۶ پيوند به بيرون


روابط سياسي[ويرايش]
از آغاز تا جنگ جهاني دوم[ويرايش]
نوشتار اصلي: روابط ايران و آمريكا از قرن نوزدهم تا جنگ جهاني دوم

ميرزا علي قلي خان شارژ دافر ايران در واشينگتن به همراه زنش، ۱۹۱۳

اول بار در كتابي با نام «تحفةالعالم» كه نواده دختري ابوالقاسم ميرفندرسكي در سال ۱۱۰۷ يعني سال دوم سلطنت شاه سلطان حسين و ۲۰۲ سال پس از كشف آمريكا نوشته، از اجناس آمريكايي چون فرش‌ها و لباس‌هاي ينگي دنيا ذكري به ميان آمده‌است. ينگي دنيا و ينگه دنيا نامي بود به زبان تركي عثماني به معناي «دنياي جديد» كه براي اشاره به آمريكا به‌كار مي‌رفت.[۴] كتاب تحفةالعالم در بيان صفت جود و سخاوت در شاه سلطان حسين آورده‌است:

جود و سخا و تكثير نوال و عطا كه حركت دست سخايش در بذل عطا از امواج دريا افزون و بارش سحاب احسان وجودش چون ابر نيسان از شمار بيرون است. از خلعت‌هاي زربفت ينگي دنيا و ديباي روم و چين و تاج و طومارهاي مرصّع به لآلي و جواهر ثمين و اسبان تازي نژاد با زين مرصّع و لجام طلا و سراپرده‌هاي ظهاره اطلس بطانه ديبا و امتعه و اقمشه نفيسه هند و ختا و فرنگ و اسلحه نادره و تحفه روز هيجا و جنگ از جزايري و تفنگ و كمان و شمشير و زوبين و سنان و قدّاره و سپر و دشنه و خنجر و كلنگ و تبر و عمود و شمشير و خُود و چهار آينه و زره‌هاي داودي صنعت و برگستوان‌هاي در كمال جودت و گراني قيمت به اعزّه و شرفا و اهل آن و امرا و متجنّده و سپاهيان چندان بخشيده، كه اگر قيمت آن‌ها را بر ايام تقسيم نمايند، از ابتداي جلوس بر تخت سلطنت عظمي و خلافت كبري تا حال كه يازده ماه است، هر بخشش روزي از هزار هزار تومان متجاوز مي‌شود، سواي آنچه بي طلب به اهل فقر و مسكنت و احتياج داده و سواي آنچه در برابر طلب و خواهش و سؤال سؤّال مبذول افتاده تا به امروز مسموع نشده كه كسي از آن اعلي حضرت چيزي طلب كرده و او نداده باشد يا استدعاي مبلغ خطيري يا شيء عظيمي كرده و مبذول نيفتاده باشد.

در نوشته‌هاي قديم در فارسي به ايالات متحده آمريكا اتازوني گفته مي‌شد كه برگرفته از واژهٔ فرانسوي États-Unis، به معناي ايالت‌هاي متحد[۵] است.

بر پايه اسناد، جاستين پركينز اولين آمريكايي است كه در تاريخ به ايران پاي گذارد. از سوي ديگر، نخستين ايراني كه رسماً تابعيت ايالات متحده آمريكا را پذيرفت ميرزا محمد علي حاج سياح بود كه در انقلاب مشروطيت نيز شركت داشت.

در ژوئن ۱۸۸۳ (۱۳۰۰ هجري قمري) آمريكا اقدام به تأسيس كنسولگري در ايران كرد و ديپلمات ارشدي به نام ساموئل گرين بنجامين به تهران فرستاد. دولت ايران هم نخست در سال ۱۸۵۶ ميرزا ابولحسن شيرازي،[۶] و سپس در اكتبر ۱۸۸۸ ميلادي (۱۳۰۶ هجري قمري) حاج حسينقلي خان صدرالسلطنه، فرزند ميرزا آقاخان نوري را به عنوان نماينده رسمي به آمريكا فرستاد. وي به نام حاجي واشنگتن در تاريخ ايران ماندگار شده‌است.
جنگ جهاني دوم[ويرايش]

روابط در حد سفير بين دو كشور در سال ۱۹۴۴ برقرار شد.[۷] والاس موري (Wallace Murray) كه در سال‌هاي دهه ۲۰ ميلادي كاردار آمريكا در ايران بود، از نخستين سفيران اين كشور در ايران شد.

درپي حمله متفقين به ايران در ۳ شهريور ۱۳۲۰ رضاشاه از آمريكايي‌ها كمك خواست اما به دليلي سردي رورابط ميان تهران و واشنگتن در خصوص ماجراي وزير مختار ايران در آمريكا اين درخواست مورد توجه فرانكلين روزولت قرار نگرفت. البته در جريان كنفرانس تهران ايالات متحده آمريكا، بريتانيا و اتحاد شوروي استقلال ايران را به رسميت شناختند.

متفقين براي سروسامان دادن به وضعيت اقتصادي ايران و همچنين تسهيل ارسال كمك به روس‌ها با استخدام مستشاران مالي موافقت كردند. بدين ترتيب بارديگر آرتور ميلسپو راهي ايران شد. اما اين بار نيز وي نتوانست اقدام اساسي در وضعيت مالي ايران ايجاد كند و در سال ۱۳۲۳ تهران را ترك كرد. ايالات متحده آمريكا در طول جنگ جهاني دوم حدود ۴۵ ميليون دلار در چارچوب قانون وام و اجاره به ايران پرداخت كرد. هم‌زمان برخي از شركت‌هاي نفتي آمريكا براي سرمايه‌گذاري در نفت ايران اعلام آمادگي كردند اما از آنجا كه درخواست آمريكايي‌ها موجب طرح درخواست‌هاي مشابه از سوي روس‌ها و انگليسي‌ها مي‌شد دكتر محمد مصدق در مجلس شوراي ملي سياست موازنه منفي براي پرهيز از واگذاري هرگونه امتياز نفتي به خارجيان تا پايان جنگ جهاني دوم را مطرح كرد.
پس از جنگ جهاني دوم

محمدرضا شاه و آيزنهاور

پايان جنگ جهاني دوم ضرورت خروج نيروهاي متفقين از ايران را مطرح كرد. استالين به بهانه‌هايي از خروج ارتش سرخ از شمال ايران خودداري كرد. مذاكرات احمد قوام (قوام السلطنه) در مسكو بي‌نتيجه ماند و ايران مجبور شد به شوراي امنيت سازمان ملل متحد شكايت كند. در واكنش به اين اقدام اتحاد شوروي نه تنها به خروج نيروهايش از ايران اقدام نكرد بلكه در آذربايجان و كردستان حكومت‌هاي دست‌نشانده بوجود آورد. هري ترومن رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا در ۱ فروردين ۱۳۲۵ (۱۹۴۶) اولتيماتوم داد در صورت خودداري شوروي از خروج نيروهايش از ايران ايالات متحده آمريكا نيز اقدام به بازگرداندن نيروهايش خواهد كرد. نگراني استالين از برخورد نظامي با آمريكا كه در آن زمان تنها كشور دارنده بمب اتمي بود سرانجام شوروي را به خروج از ايران وادار كرد.

هم‌زمان روابط نظامي ايران و آمريكا رو به فزوني گذاشت. در ۳۰ خرداد ۱۳۲۶ يك قرارداد ۱۰ ميليون دلاري فروش سلاح به ايران به امضاء رسيد كه ارزش واقعي آن حداقل ۷۰ ميليون دلار بود.[نيازمند منبع] در ۱۴ مهر ۱۳۲۸ كنگره ايالات متحده آمريكا قانون كمك به دفاع مشترك را به تصويب رساند و مبلغ ۲۷ ميليون دلار كمك نظامي در اختيار ايران قرار داد. در ۴ مرداد ۱۳۲۹ كنگره اصلاحيه‌اي به قانون دفاع مشترك افزود و ايران را از رده كره جنوبي و فيليپين خارج ساخت و در رديف تركيه و يونان قرار داد كه مجموع ۱۳۱ ميليون دلار كمك نظامي به اين سه كشور اختصاص يافته بود.
ملي شدن صنعت نفت[ويرايش] سخنراني محمد مصدق

توضيحات مصدق در مورد مردم سالاري و نقش ايرانيان در نهضت ملي شدن صنعت نفت
آيا مشكلي با شنيدن اين پرونده داريد؟ راهنماي رسانه را ببينيد.


دكتر مصدق در كنار هري ترومن رئيس جمهور آمريكا

سياست ايالات متحده آمريكا در طول دوران جنبش ملي شدن صنعت نفت و تشكيل دولت دكتر محمد مصدق سه مقطع مشخص را پشت سرگذاشت:
همراهي با ايران: در اين مقطع آمريكايي‌ها از حق ايران براي كسب حقوقش بر مبناي تقسيم ۵۰–۵۰ حمايت كرد. اين مرحله با تصويب و اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت ايران پايان يافت.
ميانجيگري: ملي شدن شركت نفت ايران و انگليس: احساسات ملي گرايانه در ديگر كشورهاي خاورميانه بويژه در قبال احتمال ملي شدن شركت آرامكو آمريكا را نگران كرد.[نيازمند منبع] به همين دليل آمريكا با بريتانيا هم قدم شد كه از ملي شدن صنعت نفت ايران حمايت نكند اما در عين حال واشنگتن دو طرف ماجرا را به حل اختلافات از طريق گفتگو دعوت كرد.
همراهي با بريتانيا: با پيروزي وينستون چرچيل در بريتانيا و دويث ديويد آيزنهاور در آمريكا همسويي دو كشور در برخورد با دولت دكتر محمد مصدق شكل گرفت. آمريكايي‌ها مدعي بودند كه مماشات در مقابل مصدق نهايت به پيروزي حزب توده و فروافتادن ايران در دامان اتحاد شوروي خواهد انجاميد. در نتيجه آمريكا از ايده سرنگوني مصدق و بازگشت شاه حمايت كرد.[۸] كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اولين تجربه سيا در سرنگوني يك دولت خارجي به شمار مي‌آيد. اين عمليات با هدايت كرميت روزولت مأمور مخفي سيا به نام عمليات آژاكس به مرحله اجرا گذاشته شد. روزولت در كتاب خود كه در دهه ۱۹۷۰ به چاپ رساند نوشت كه محمد رضا شاه پس از بازگشت از تبعيد در كاخ مرمر به وي گفت كه سلطنتش را بعد از خدا به آمريكا و شخص روزولت مديون است.

در شصتمين سالگرد كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آرشيو امنيت ملي آمريكا اسنادي را منتشر كرد كه ضمن نشان دادنِ نقش سازمان سيا در رهبري اقدام فوق، آن را بخشي از فعاليت سياست خارجي آمريكا به شمار آورد.[۹][۱۰][۱۱]

در ۱۹ دي ۱۳۳۲ كمك نظامي آمريكا به ايران براي مدت يك سال ديگر تمديد شد.[۱۲] همچنين در تاريخ ۱۵ اسفند ۱۳۳۲ از طرف دولت آمريكا مبلغ ۶ ميليون دلار اعتبار براي كمك به واردكنندگان كالا در اختيار دولت ايران گذارده شد.[۱۳]
پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲[ويرايش]

جيمي كارتر در تهران در سال ۱۳۵۶

آمريكا در دهه ۱۹۵۰ ميلادي با تشكيل كنسرسيوم نفت با انگلستان شريك شد. واشنگتن پرداخت وام ۴۵ ميليون دلاري به ايران را تصويب كرد و ريچارد نيكسون معاون رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا از تهران ديدار كرد. اين سفر با سفر محمد رضا شاه از واشنگتن جواب داده شد.

در سال ۱۳۳۶ قرارداد مودت ايران و آمريكا به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد.

با ورود جان كندي به كاخ سفيد فشار آمريكا بر شاه براي درپيش گرفتن اصلاحات افزايش يافت. شاه در اواخر سال ۱۳۴۱ از واشنگتن ديدار كرد و توانست حمايت كندي را جلب كند. در مراجعت از آمريكا شاه انقلاب سفيد به همراه اصول ششگانه انقلاب شاه و ملت را به رفراندم گذاشت.

كودتاي ۲۸ مرداد تأثير مهمي بر روابط ايران و آمريكا گذاشت كه هنوز آثار آن در روابط دو كشور محسوس است. در ۱۸ مارس سال ۲۰۰۰ ميلادي مادلين آلبرايت وزير امورخارجه آمريكا در سخنراني خود گفت:

«در سال ۱۹۵۳ آمريكا نقش مؤثري در ترتيب دادن براندازي نخست‌وزير محبوب ايران محمد مصدق داشت. دولت آيزنهاور معتقد بود كه اقداماتش به دلايل استراتژيك موجه‌اند ولي آن كودتا آشكارا باعث پس‌رفت سير تكامل سياسي ايران شد و تعجبي ندارد كه هنوز بسياري از ايرانيان از اين دخالت آمريكا در امور داخلي آنان ناراحت‌اند. علاوه براين در ربع قرن بعد از آن ايالات متحده و غرب پيوسته از رژيم شاه حمايت كردند. دولت شاه هرچند كارهاي زيادي براي پيشرفت اقتصادي ايران انجام داد ولي مخالفان خود را بي‌رحمانه سركوب كرد.»

از روابط اطلاعاتي دو كشور در اين دوره مي‌توان به احداث و فعاليت هفت مركز جمع‌آوري اطلاعات سازمان سيا در نزديكي مرز ايران و اتحاد جماهير شوروي تا زمان انقلاب اسلامي نام برد.[۱۴]

در سالهاي پاياني دهه ۱۹۷۰ يلادي سازمان سيا در چندين گزارش مكرراً تأكيد داشته كه هيچ نوع حركت انقلابي يا خيزش مردمي در آينده‌اي نزديك براي حكومت شاه قابل تصور نخواهد بود.[۱۵]

آرشيو امنيت ملي آمريكا روز ۲۵ دي ۱۳۸۷ (۱۴ ژانويه ۲۰۰۸) اسنادي را پس از ۳۰ سال منتشر كرد كه نشان مي‌دهد جرالد فورد و جيمي كارتر روساي جمهوري وقت آمريكا در اين دهه از احتمال دستيابي ايران به بمب اتمي نگران بوده‌اند. اسناد تازه نشان مي‌دهد كه در جريان مذاكرات اتمي ايران و آمريكا در دهه ۷۰ ميلادي، محمدرضا شاه پهلوي دستيابي ايران به فناوري انرژي هسته‌اي را حق اين كشور مي‌دانست.[۱۶]
دوران پس از انقلاب ايران[ويرايش]
نوشتار(هاي) وابسته: تصرف سفارت آمريكا

از زمان قطع روابط كامل بين ايران و آمريكا، موانع فراواني احيا و ظاهر شده‌اند كه تا به امروز مانع روابط رسمي بين دو كشور حتي با وجود منافع مشترك[۱۷][۱۸][۱۹] گرديده‌اند. من‌جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

دعاوي از طرف ايران:
آزادسازي و پرداخت دارايي‌هاي مصادره شده ايران[۲۰] توسط آمريكا[۲۱]
حمايت غيررسمي آمريكا از اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران[۲۲][۲۳]
حضور نظامي آمريكا در عراق و منطقه[۲۴]
وضع تحريم عليه ايران

دعاوي از طرف آمريكا:
اختلال و مداخله ايران در مسئله اعراب و اسرائيل (حمايت از گروههايي همانند حماس[۲۵] و گروههاي ديگر اسلامي[۲۶][پيوند مرده][پيوند مرده])
به رسميت نشناختن و تهديد مداوم[۲۷] اسرائيل توسط ايران
مبارزه با برخي اقليتهاي مذهبي و سياسي در ايران (همانند بهاييان، بابيان،[۲۸] و غيره) توسط نظام جمهوري اسلامي.
ترويج سياست[۲۹] «مرگ بر آمريكا»[۳۰][۳۱] و ترويج آمريكاستيزي

تصرف سفارت آمريكا آغاز و نقطه شروع وخامت روابط سياسي ايران و آمريكا شد، و آمريكا به‌دنبال اين حركت ايران، به طور كامل تحريم‌هاي عليه ايران وضع نموده، و سياست خود را عليه تهران تغيير داد.

با بدتر شدن روابط در طي زمان كار به برخورد نظامي در خليج فارس در زمان جنگ ايران و عراق كشيد و نيروي دريايي آمريكا به‌دنبال حمله ايران به نفتكش‌هاي كشورهاي عربي، كشتي‌هاي جنگي ايران و سكوي نفتي ساسان را نابود كرد.

انهدام هواپيماي مسافربري پرواز شماره ۶۵۵ ايران اير بر فراز آسمان خليج فارس توسط ناو جنگي وينسنس آمريكا، از نقاط اوج فجايع اين دوران مي‌باشد. اما در همين ساليان تلاشهايي براي برقراري روابط نيز انجام شد كه با شكست مواجه گرديد. ماجراي ايران-كنترا از اين نمونه‌است. در طي اين ماجرا ايران با كمك دلالان بين‌المللي اسلحه، مقاديري موشك و قطعات هواپيماهاي جنگي خريداري نمود.[۳۲]
جيمي كارتر[ويرايش]

پس از سقوط محمدرضا شاه پهلوي در سال ۱۹۷۹، شخصي كه دست‌نشاندهٔ آمريكا شناخته مي‌شد، دولت جيمي كارتر سعي كرد تا روابطش را با حكومت جديد اسلامي در تهران بهبود ببخشد. كريس امري در كتاب «روابط خارجي ايالات متحده و انقلاب ايران» (۲۰۱۳) مي‌نويسد كه در اواسط سال ۱۹۷۹ دولت كارتر طرح مشترك سي‌آي‌اي و وزارت امور خارجه براي تقسيم اطلاعات جاسوسي با ايران را تصويب كرد. كاخ سفيد اميدوار بود كه اگر اطلاعات فوق‌العاده حساس - همچون وضعيت نظامي عراق و نگراني آمريكا از اينكه فروپاشي ارتش ايران در پي انقلاب مي‌تواند موازنهٔ قدرت در منطقه را برهم بزند - را در اختيار برخي از افراد حكومت جديدالتاسيس قرار دهد، رابطهٔ جديدي آغاز خواهد شد و از عناصر معتدل‌تر در ايران حمايت مي‌شود. متأسفانه زماني كه اين تلاش‌ها در شرف آغاز بودند، در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ تندروها به سفارت آمريكا در تهران حمله كرده و ۵۲ ديپلمات آمريكايي را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند و به اين ترتيب تلاش‌هاي دولت كارتر ناكام ماند.[۳۳]
دولت رونالد ريگان[ويرايش]

در طول تاريخ روابط ايران و آمريكا پس از انقلاب، گاهي قدم‌هايي براي بهبود روابط دو طرف نيز برداشته شده‌است كه به دلايلي بي‌نتيجه مانده. ماجراي ايران-كنترا را شايد بتوان اولين مورد از اين اقدامات دانست.

دولت رونالد ريگان در دههٔ ۱۹۸۰ تلاش كرد تا با ايران كه از ۸ سپتامبر ۱۹۸۰ درگير جنگي سخت با عراق شده بود، رابطه برقرار كند. در سال ۱۹۸۵ دولت ريگان دلواپس دو موضوع مربوط به ايران بود: آزادي آمريكايي‌هايي كه توسط شبه‌نظاميان اسلامي لبنان - كه تحت حمايت ايران قرار داشتند - به گروگان گرفته شده بودند و ديگر اينكه آمريكا نگران بود در شرايطي كه حال جسمي آيت‌الله روح‌الله خميني رو به وخامت بود، هيچ‌گونه امكان نفوذي در اين كشور به دست نياورده بود.

در اواسط سال ۱۹۸۵ مقامات اسرائيلي به آمريكا كمك كردند تا از راه‌هاي مخفي با افراد معتدل‌تري در درون دولت ايران - از جمله اكبر هاشمي رفسنجاني - ارتباط برقرار كند. در اين زمان بود كه گزارش كميسيون تاور از ماجراي ايران - كنترا افشا شد. پس از يك دوره مذاكرات سخت و طولاني در ماه مي ۱۹۸۶ مقامات ارشد آمريكايي از جمله رابرت باد مك‌فارلين، مشاور اسبق امنيت ملي، به ايران سفر كردند تا با رژيم ايران مستقيماً وارد معامله شوند و در قبال آزادي گروگان‌هاي آمريكايي در لبنان، محموله سلاح در اختيار ايران قرار بدهند.

اين عمليات فاجعه‌آميز بود. دولت ريگان نتوانست آزادي گروگان‌ها را تضمين كند زيرا ايراني‌ها انتظار نداشتند تا مقامات ارشد آمريكايي به تهران سفر كنند و به اين دليل در نحوهٔ پاسخگويي به درخواست آمريكا دچار تفرقه شدند. نتيجه آنكه آمريكايي‌ها دست خالي تهران را ترك كردند. اوضاع زماني خراب‌تر شد كه تندروهاي ايراني مخالف با برقراري روابط با آمريكا، اطلاعات سفر محرمانهٔ مك‌فارلين به تهران را در اختيار رسانه‌ها قرار دادند. كنگره و رسانه‌ها مشغول پيگيري اين ماجرا شدند و در جريان اين پيگيري مشخص شد كه اعضاي دولت ريگان به طور غيرقانوني سود حاصل از فروش اسلحه به ايران را در اختيار كنتراها قرار مي‌داده‌اند. كنترا گروه شبه‌نظاميان راستگرايي بود كه كنگرهٔ آمريكا حمايت از آن‌ها را ممنوع اعلام كرده بود. جنجال ايران - كنترا به اين ترتيب اتفاق افتاد.[۳۴]
دولت جورج اچ دبليو بوش

شكست ايران در جنگ با عراق در اوت ۱۹۸۸ نقطهٔ عطفي در رژيم بود. پس از هشت سال جنگي كه در آن ۱۹۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند و ميليون‌ها دلار هزينه مالي در برداشت، رژيم ايران انزواطلب شد و حرارت و تعصب انقلابي‌اش را متوجه سازندگي اقتصاد و بازسازي زيربنايي كرد. اين درونگرايي دلايل متفاوتي داشت از جمله درگذشت آيت‌الله خميني در ژوئن ۱۹۸۹ و جانشيني او توسط آيت‌الله علي خامنه‌اي؛ همچنين انتخاب يك فرد ميانه‌رو، اكبر هاشمي رفسنجاني براي رياست جمهوري ايران. پس از انتقال قدرت، آيت‌الله خامنه‌اي به رفسنجاني دستور داد تا اقتصاد ايران را از نو بسازد، وجههٔ بين‌المللي ايران را بهبود ببخشد و ارتش عظيم كشور را به حالت صلح بازگرداند زيرا جنگ با عراق به اتمام رسيده بود.

بروس ريدل، تحليلگر سي‌آي‌اي در كتاب «آغاز دشمني» نوشتهٔ جيمز بلايت مي‌گويد كه درونگرايي و انزواي ايران به اين معنا بود كه اين كشور ديگر دليل اصلي نگراني سياستگذاران آمريكايي نخواهد بود. با اين وجود دولت جورج اچ دبليو بوش به يافتن راهي براي برقراري روابط ديپلماتيك با ايران ادامه داد. جورج بوش در سخنراني مراسم تحليفش اشاره‌اي غيرمستقيم به ايران داشت: «امروز آمريكايياني در سرزمين‌هاي بيگانه اسير شده‌اند. هرگونه كمكي در اين زمينه تا مدت‌ها از ياد نخواهد رفت. هر حسن نيتي با حسن نيت پاسخ داده خواهد شد. نيكي مي‌تواند تا ابد ادامه پيدا كند.» معناي سخنراني اين بود كه اگر ايران به آزادي گروگان‌هاي آمريكايي در لبنان كمك كند به نيكي پاسخ خواهد يافت. اما برنت اسكوكرافت، مشاور امنيت ملي، در كتابي كه با همكاري جورج اچ دبليو بوش نوشته شده است با عنوان «دنياي دگرگون شده» (۱۹۹۹) مي‌نويسد زماني كه رفسنجاني در پايان سال ۱۹۹۱ شخصاً آزادي گروگان‌ها را تسهيل كرد، دولت بوش «هيچ كاري نكرد». مشخص شد كه حسن نيت با نيكي جبران نمي‌شود.[۳۵]
دولت بيل كلينتون[ويرايش]

در سال ۱۹۹۸، پس از دعوت تيم ملي كشتي آمريكا به ايران، روزنامه جمهوري اسلامي امكان برنده شدن اين تيم و بالا رفتن پرچم آمريكا و پخش سرود ملي آمريكا را در ايران باعث شرم‌ساري دانست.[۳۶] تيم آمريكا در ايران در همان مسابقات به مدال قهرماني دست يافت،[۳۷] اما از اين فرصت استفاده‌هاي متوالي نشد، و حتي برخي از دستياران محمد خاتمي، همانند وزيرش عبدالله نوري، به دليل تبيين فكر برقراري روابط با آمريكا، بركنار و محاكمه نيز شدند.[۳۸]

يك سال بعد در ۱۹۹۹، هنگامي كه مادلين آلبرايت بابت شركت در كودتاي ۲۸ مرداد عليه محمد مصدق ابراز تاسف كرد و پيشقدم بهبودي روابط شد، كمال خرازي در پاسخ اعلام كرد حال كه آمريكاييان اعتراف به شركت در آن واقعه را كردند، دولت ايران قصد ادعاي خسارت از آمريكا را خواهد نمود.[۳۹] در عوض، پس از پايان رياست جمهوري كلينتون در سال ۲۰۰۲–۲۰۰۳ نيز، هنگاميكه ايران بسته پيشنهادي به دولت بوش جهت برقراري روابط به آمريكا ارائه نمود، از واشنگتن هيچگونه علاقه و پاسخي دريافت نكرد.[۴۰]
دولت جورج دابليو بوش[ويرايش]
نوشتار(هاي) وابسته: فهرست زندانيان ايراني در زندان گوانتانامو

سربازان يك فروند سي-۱۳۰ متعلق به نيروي هوايي آمريكا در حال تخليه كمك‌هاي اوليه براي زلزله زدگان بم در فرودگاه كرمان در ۱۳۸۲

در دوران جورج بوش پسر پس از حمله نظامي آمريكا به عراق نيز گزارشهاي زيادي درباره امكان حمله نظامي آمريكا به ايران[۴۱][۴۲][۴۳] و بمباران ايران[۴۴][۴۵] منتشر مي‌شود. همچنين آمريكا در اين زمان مداماً ايران را به حمايت و ارائه پشتيباني تسليحاتي به گروه‌هاي مسلح مخالف حضور نظامي آمريكا در عراق متهم مي‌كرد.

در اوت ۲۰۰۶، كميته دائمي منتخب مجلس نمايندگان ايالات متحده آمريكا در گزارشي به كنگره آمريكا با استناد به گفتار زير از رئيس جمهور ايران، ايران و احمدي نژاد را يك «تهديد عليه امنيت ملي آمريكا» دانسته و «موضع خصمانه ايران عليه آمريكا» را دليل محكمي براي لزوم پيشگيري از دستيابي به فناوري هسته‌اي دانست.[۴۷] در ۴ آبانماه ۱۳۸۴، محمود احمدي نژاد در همايشي تحت عنوان «جهان بدون آمريكا و صهيونيسم» بيان كرده بود:[۴۸][۴۹]

بدون ترديد مي‌گويم كه اين شعار و هدف دست يافتني است و به حول و قوه الهي به زودي جهان بدون آمريكا و صهيونيسم را تجربه كرده و در دوران درخشان حاكميت اسلامي بر جهان امروز تنفس خواهيم كرد.

علاوه بر دولت آمريكا، مردم آمريكا نيز در سالهاي اخير در مناقشات خاورميانه بين اعراب و اسرائيل، مكرراً و همواره طرف دولت اسرائيل بوده‌اند.[۵۰] بويژه در ميان مسيحيان پروتستان (اونجليكن) آمريكا[۵۱] كه جمعيتشان تا ۱۳۵ ميليون نفر تخمين زده مي‌شود.[۵۲] خصومت دولتمردان ايران با اسرائيل احتمال هرگونه روابطي بين ايران و آمريكا را در اين راستا ناممكن‌تر مي‌سازد.

با روي كار آمدن دولت نهم جمهوري اسلامي ايران به رياست محمود احمدي‌نژاد و اولويت قرار دادن برنامه هسته‌اي ايران در صدر برنامه‌هاي سياست خارجي ايران، روابط ايران و آمريكا تحت تأثير اين مسئله بود. شروع مجدد غني‌سازي در نيروگاه نطنز و ساخت تأسيسات هسته‌اي ديگر همواره باعث تقابل اين دو كشور بود. حتي چند دور مذاكرات مستقيم محدود نمايندگان دو كشور در عراق بر سر مسائل امنيتي عراق نيز نتوانست تأثيري بر نزديك شدن ديدگاه‌هاي دو كشور نسبت به يكديگر شود.[۵۳]
دولت اوباما[ويرايش]

با روي كار آمدن باراك اوباما، وي تلاش كرد در حالي كه از شيوه برخورد دولت جورج دبليو بوش فاصله بگيرد، اما كماكان همان سياست‌هاي رفتاري را دنبال كند. چگونگي رابطه با ايران در صدر دستور كارهاي سياست خارجي آمريكا در زمان دولت اوباما قرار داشت. طرح استقرار سپر دفاع موشكي آمريكا در شرق اروپا در همين راستا و براي كنترل توان موشكي و هسته‌اي ايران مي‌باشد.[۵۴]

اوباما در پيام نوروزي خود در سال ۱۳۸۸ خطاب به «مردم و رهبران ايران» گفت:

ايالات متحده مايل است جمهوري اسلامي ايران به جايگاه به حق خود در جامعه بين‌المللي دست يابد و اين حق شماست، اما اين حق با مسئوليت‌هاي واقعي همراه است و نمي‌توان از راه ترور يا اسلحه به چنين جايگاهي دست يافت بلكه راه رسيدن به آن، اقدامات صلح‌آميزي است كه عظمت واقعي ملت و تمدن ايران را به نمايش بگذارد.

سيد علي خامنه‌اي، رهبر ايران همچنين در اقدامي نادر به پيام نوروزي باراك اوباما واكنش نشان داد. وي در سخنراني خود در اولين روز سال ۱۳۸۸ در جمع زائران حرم علي بن موسي الرضا گفت:

حتي در همين پيام تبريك نيز ملت ايران طرفدار تروريست و دنبال سلاح هسته‌اي خوانده شده است. آيا اين پيام تبريك است يا دنباله همان اتهامات؟[۵۵]

دولت اوباما توانايي اتمي ايران را يك خطر بالقوه براي خود مي‌داند. به همين منظر از راه‌هاي مختلف سعي كرده ايران را بر سر ميز مذاكره مستقيم با آمريكا و متحدانش بنشاند. ايجاد تحريم‌هاي عليه ايران و مذاكرات گروه ۱+۵ با ايران از اين دست رفتارهاي متفاوت است.[۵۴]

مقامات نظامي ايران در تاريخ يكشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰ اعلام كردند كه يك فروند هواپيماي جاسوسي از نوع لاكهيد مارتين آر كيو ۱۷۰ سنتينل را در شرق ايران با كمترين خسارت ممكن سرنگون كرده و اكنون آن را در اختيار دارند. در ۵ دسامبر ۲۰۱۱، منابعي در ارتش آمريكا تأييد نمودند كه هواپيماي بدون سرنشين از نوع آركيو ۱۷۰ بوده و اكنون در اختيار نيروهاي ايراني است. منابع رسمي تا زمان نمايش اين هواپيما از سوي ايران از تأييد اين خبر امتناع كردند.[۵۶]

سيد علي خامنه‌اي رهبر ايران در سخنراني خود در اولين روز سال ۱۳۸۸ در جمع زائران حرم علي بن موسي الرضا دربارهٔ حركات دولت اوباما براي تعامل ديپلماتيك با ايران جهت حل مسائل مورد اختلاف دو كشور، گفت: «آن‌ها مي‌گويند به سوي ايران دست دراز كرده‌ايم و ما مي‌گوييم اگر آمريكا در زير دستكش مخملي، دستي چدني را پنهان كرده باشد اين اقدام هيچ معنا و ارزشي ندارد.» وي در اين سخنراني اظهار داشت رفتار آمريكا تا اين لحظه تغييراتي را كه ايران مايل است شاهد آن باشد نداشته است.[۵۵]

جان كري، وزير امور خارجه آمريكا در يك كنفرانس مطبوعاتي كه با همتاي فرانسوي خود شركت كرد گفت باراك اوباما رسماً اعلام كرده در صورت موافقت رهبر ايران به دنبال مذاكره دوجانبه با اين كشور است. وي با اعلام اين‌كه «ايران كشوري با تاريخي غني و قابل توجه» است گفت: «من بار ديگر تأكيد مي‌كنم ايالات متحده آمريكا جديت خود را در مذاكره با ايران همراه با رعايت احترام متقابل نشان داده است.»[۵۷]
دولت حسن روحاني[ويرايش]
نوشتار‌هاي اصلي: ديدگاه‌هاي حسن روحاني در سياست خارجي و ديدگاه‌ها و سياست حسن روحاني در پرونده هسته‌اي و تحريم‌ها
جستار وابسته: تماس تلفني باراك اوباما و حسن روحاني

حسن روحاني دربارهٔ رابطه با آمريكا مي‌گويد رابطه ايران با آمريكا مسئله پيچيده و دشواري است؛ ساده نيست. زخم كهنه‌اي وجود دارد كه بايد درمان شود. دنبال افزايش تنش نخواهيم بود. عقل سليم هم حكم مي‌كند دولت و كشور به فكر آينده باشند و ترميم گذشته. هرگونه سخن گفتن با آمريكابايد بر مبناي منافع و احترام متقابل و از موضع برابر باشد اما آمريكا بايد تصريح كنند كه در امور داخلي ايران هرگز مداخله نخواهند كرد ثانياً تمام حقوق حقه ايران مانند هسته‌اي را به رسميت بشناسند و سياست‌هاي يكجانبه‌گرايي و زورمدارانه نسبت به ايران را كنار بگذارند در اين شرايط زمينه متفاوت مي‌شود اما همه بايد بدانند كه دولت آينده از حقوق حقه ملت ايران هرگز كوتاه نخواهد آمد. آماده‌ايم تنش‌ها كاهش يابد. حسن روحاني همچنين گفت كه در صورتي كه آمريكا به مفاد قرارداد الجزاير دربارهٔ عدم مداخله در امور داخلي ايران پاي بند باشد و نيز از موضع رفتار زورمدارانه عمل نكند تهران حاضر است از موضعي برابر با واشنگتن در مورد موضوعات مورد اختلاف گفتگو كند.[۵۸]

« در برابر دشمن درشت سخن گفتن راه‌حل نيست بلكه بايد دشمن را بشناسيم و نقشه‌هاي آن را بشناسيم. بايد در برابر نقشه دشمن تدبير كنيم، بايد مديريت كنيم، سخن گفتن و فرياد زدن گاهي ممكن است زيبا باشد اما حتماً كافي نيست. »
حسن روحاني در جلسه غيرعلني و غيررسمي مجلس، ۲۳ تير ۱۳۹۲[۵۹]

روابط امروز ايران با آمريكا در حد دشمني و تخاصم است، بايد سعي كنيم اين حد را با برنامه‌ريزي و تدبير پايين آوريم و حداقل روابط را از دشمني به تنش برسانيم. در وضعيت كنوني قادر نيستيم بگوييم با آمريكا مي‌خواهيم تنش‌زدايي كنيم زيرا امروز بحث تهديد و تخاصم است. در ۸ يا ۱۰ سال پيش مي‌شد اما امروز در مرحله ديگري قرار گرفته‌ايم.[۶۰]

حسن روحاني در دومين نشست خبري خود گفت «براي ما آنچه مهم است، پاسخ عملي دولت آمريكا و نه بيانيه‌هاست، ما همه اقدامات دولت آمريكا را به دقت رصد مي‌كنيم و اگر اقدامات عملي و سازنده‌اي ببينيم پاسخ متناسب و مشابه به آن مي‌دهيم.»[۶۱]

روزنامه واشنگتون پست از قول حسن روحاني نوشت اگر ايالات متحده آمريكا مشتاقانه و با حسن نيت به همراه احترام متقابل وارد عمل شود، راه گفتگو و تعامل گشوده و هموار است.[۶۲]

وبگاه رجانيوز به نقل از واشينگتن پست گزارش داده است با وجود تمام فشارها و تحريم‌هايي كه روي ايران است، اين آمريكا است كه خود را براي دادن امتياز آماده مي‌كند و شرايط را براي تباهي قدرت اعمال فشار واشنگتن آماده مي‌نمايد
سفر روحاني به نيويورك ۱۳۹۲

چند روز پيش از سفر حسن روحاني به شصت و ششمين مجمع عمومي سازمان ملل متحد، باراك اوباما به حسن روحاني نامه‌اي نوشت و رئيس‌جمهور ايران به اين نامه پاسخ داد. كاخ سفيد گفت: «محتواي اصلي نامه اوباما به روحاني را منتشر كرده است. موضوع برنامه هسته‌اي ايران و مذاكرات مربوط به آن، محور اصلي اين نامه را تشكيل مي‌داده است؛ بنابراين، اوباما نسبت به يافتن راهكاري براي موضوع هسته‌اي ايران ابراز تمايل كرده است.» حسن روحاني نيز دربارهٔ نامه گفت: «اين مي‌تواند قدم‌هاي كوچكي براي آينده‌اي بسيار مهم باشد.»[۶۴][۶۵] متن مربوطه در ويكي‌نبشته: گفتگوي شبكه تلويزيوني ان. بي. سي با حسن روحاني (۱۳۹۲)


در ۲۸ شهريور ۱۳۹۲ حسن روحاني در گفتگو با شبكه ان. بي. سي آمريكا، در پاسخ به سوالات آن كاري مجري اين برنامه در خصوص مسائل گوناگون از جمله حضور و سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، مذاكرات هسته‌اي، رابطه با آمريكا و غيره سخن گفت.[۶۶] وي در اين مصاحبه گفت لحن نامه باراك اوباما به من مثبت و سازنده بود. همچنين حسن روحاني از داشتن اختيارات تام در مذاكرات هسته‌اي با غرب خبر داد.[۶۷] در ۳۰ شهريور ۱۳۹۲ برخي از روزنامه‌ها در ايران از احتمال ديدار حسن روحاني در شصت و ششمين مجمع عمومي سازمان ملل متحد كه قرار است ۳۱ شهريور ماه برگزار شود خبر دادند.[۶۸] حسن روحاني در ۲۸ شهريور ۱۳۹۲ در گفتگو با شبكه ان. بي. سي آمريكا گفته بود ديدار با باراك اوباما در دستور كار من نيست اما هر چيزي در دنياي سياست امكان‌پذير است. سخنگوي كاخ سفيد هم گفته بود اوباما آماده ديدار با روحاني است.[۶۹][۷۰] جان كري وزير امور خارجه آمريكا گفت اظهارات حسن روحاني مثبت است.

اوباما در حال مكالمه تلفني با حسن روحاني

هنگامي كه حسن روحاني در نيويورك به سر مي‌برد اوباما اميد به ملاقات روحاني داشت اما طرف ايراني اين ملاقات را بسيار پيچيده دانست و لذا ملاقاتي صورت نگرفت. در جريان اين سفر، محمودجواد ظريف در چارچوب مذاكرات هسته‌اي با جان كري وزير امور خارجهٔ آمريكا ديدار كرد كه اولين ديدار وزراي امور خارجهٔ دو كشور از ۱۳۵۸ تا آن زمان بود.[۷۲] پس از ديدار رضايتبخش وزراي خارجه ايران و آمريكا در تاريخ ۴ مهر ۱۳۹۲ در قالب مذاكرات ۱+۵ و نيز مذاكره خصوصي دو طرف پس از پايان جلسه[۷۳] در تاريخ ۵ مهر ۱۳۹۲ هنگامي كه حسن روحاني در راه محل اقامت خود در نيويورك به سمت فرودگاه براي حركت به سمت ايران بود، روساي جمهور ايران و آمريكا از طريق تلفن با يكديگر صحبت كردند. در اين تماس تلفني، طرفين تأكيد كردند كه اراده سياسي براي حل سريع مسئله هسته‌اي ايران را دارند. دو طرف همچنين وزراي امور خارجه خود را مأمور كردند تا زمينه همكاري‌هاي لازم را هرچه زودتر فراهم آورند.[۷۴] اين بالاترين سطح تماس ميان دو كشور از زمان انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ بوده‌است.[۷۵] كاخ سفيد عكسي از لحظه تماس تلفني بين دو رئيس جمهور را منتشر نمود.

رئيس جمهور ايران در نشست خبري پس از بازگشت از نيويورك گفت سخنراني اوباما را گامي مثبت براي حل مسايل ايران و غرب ارزيابي مي‌كنيم. لحن سخنراني برخي از مقامات عالي رتبه اروپايي و همچنين سخنراني اوباما كه لحني متفاوت با گذشته داشت بايد به عنوان يك قدم مثبت براي حل وفصل مسايل بين ايران و غرب ارزيابي كنيم. برنامه مقدماتي براي برگزاري نشست دو جانبه بين ايران و آمريكا فراهم شده بود كه بين من و اوباما ديداري برگزار شود. طرف آمريكايي ابراز تمايل كرده بود و ما هم مشكلي براي ديدار نداشتيم اما دربرنامهريزي براي نحوه اين ديدار و نتايجي كه ديدار اول بايد داشته باشد، وقت و زمان كافي نبود و دو طرف بر اين توجه كردند كه زمان كافي وجود نداشت.[۷۶][۷۷]

حسن روحاني در رابطه با ديدار با باراك اوباما در نيويورك گفت بين ما و آمريكا مسائل بسياري از ۶۰ سال گذشته وجود داشته است، آمريكا با ايران قبل و بعد از انقلاب تنش‌هايي داشته، مسائل مهمي در منطقه نسبت به ايران بوده است، اينكه ملاقاتي در سطح دو رئيس جمهور بعد از ۳۵ سال انجام شود نياز به مقدماتي داشت به همين دليل اين كار نارس بود، به همين دليل اين ملاقات انجام نشد.

رئيس جمهور ايران دربارهٔ مباحث مطرح شده در گفتگوي تلفني گفت بحثي كه با اوباما داشتيم عمدتاً مسئله هسته‌اي بود، گفتيم اين مسئله نه تنها حق مردم ايران است بلكه غرور ملي ملت ايران است كه رئيس جمهور آمريكا هم عنوان كرد ما به حقوق هسته‌اي ملت ايران اذعان داريم. وي ادامه داد: دربارهٔ ۱+۵ گفتم با دريچه‌اي كه از سوي ملت ايران ايجاد شده بايد از اين فرصت استفاده و در اين مسئله تسريع كرد كه رئيس جمهور آمريكا گفت: من به وزير خارجه دستور مي‌دهم كه در اين امر تسريع داشته باشد؛ عمده بحث ما اين بود كه در بحث هسته‌اي با سرعت بيشتري عمل كنيم

حسن روحاني در چهارمين و آخرين روز از سفر خود به نيويورك، در پاسخ به سؤال خبرنگار نيويورك تايمز درباره دستاوردهاي اين سفر، گفت: مي‌خواهم اين سفر اولين گام براي رابطه بين دو ملت بزرگ ايران و آمريكا باشد. مي‌خواهم اين سفر اولين گام براي روابط بهتر دو ملت ايران و آمريكا باشد و نسبت به دو دولت، حداقل جلوي تنش‌هاي بيشتر را بگيريم و زمينه‌اي براي دست يابي به منافع مشترك فراهم كنيم

رئيس جمهور ايران با تأكيد بر اينكه در بحث رابطه ميان ايران و آمريكا گذشته تلخي وجود دارد، گفت: تنش‌ها و تخاصمي كه از گذشته ميان تهران و واشنگتن شكل گرفته يك شبه حل نمي‌شود. حسن روحاني در خصوص تمايل اوباما براي ديدار و مذاكره با وي گفت: من با اصل پيشنهاد موافق هستم اما دو طرف هر چه فكر كرديم كه نتيجه اين ملاقات چگونه براي دو ملت هديه مناسبي باشد، متوجه شديم كه اين مسئله در اين فاصله زماني كوتاه مسير نيست.[۹۰]

عابد فتاحي پس از نخستين جلسه مشترك حسن روحاني با نمايندگان مجلس در تاريخ ۹ مهر ۱۳۹۲ از قول حسن روحاني گفت تأثير گفتگوي ايران و آمريكا به حدي خوب بوده كه مقرر شده در كنگره آمريكا گروه دوستي با ايران تشكيل شود كه در اين صورت نيز بايد در مجلس شوراي اسلامي گروه دوستي با آمريكا تشكيل شود.[۹۱] حسن روحاني در جلسه‌اي كه در تاريخ نهم مهرماه سال ۹۲ با نمايندگان مجلس داشت توضيحاتي دربارهٔ تمايل اوباما و خودش براي گفتگوي تلفني پرده برداشت. درخواست از روحاني براي مذاكره قبل از حركت از ايران شروع شده بود. روحاني هدف از اين مذاكره تلفني را حفظ جايگاه اوباما و خنثي كردن لابي جمهوري خواهان كه به منظور فشار بر اوباما ابجاد شده بود بيان كرد.[۹۲][نيازمند منبع]
مذاكرات ژنو

پس از مذاكرات ژنو ايران و گروه ۵+۱ در ۲۳ و ۲۴ مهر ۱۳۹۲ در مقر سازمان ملل در ژنو، سوييس به مذاكره پرداختند. ظريف و اشتون در پايان اين مذاكرات بيانيه‌اي مشترك صادر كردند كه بي‌سابقه بود.

دور بعدي مذاكرات ۷ نوامبر، ۱۷ آبان، آغاز شد. روز بعد وزراي امور خارجهٔ آمريكا، آلمان، روسيه، بريتانيا و فرانسه هم به طور غيرمنتظره‌اي به مذاكرات پيوستند. جان كري، وزير امور خارجه آمريكا و محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه ايران به مدت پنج ساعت با حضور اشتون با يكديگرگفتگو كردند. اين مذاكرات پس از سه روز گفتگوي فشرده بدون دستيابي به توافق پايان يافت. كري پس از پايان گفتگوها، گفت پيشرفتهاي چشمگيري داشته‌اند و به نقطهٔ مشترك نزديك شده‌اند.[۹۵]

دور بعدي گفتگوها ۲۰ نوامبر آغاز شد.[۹۶] پس از سه روز گفتگوي بي‌نتيجه وزاري امور خارجهٔ هر شش كشور در ۲۳ نوامبر به مذاكرات پيوستند[۹۷] و نهايتاً پس از روزها مذاكرهٔ فشرده در ساعت ۳ بامداد روز يكشنبه ايران و ۵+۱ به توافقي دست يافتند و مذاكرات به پايان رسيد.[۹۸] خبرگزاري آسوشييتد پرس يك روز پس از پايان اين گفتگوها اعلام كرد ايران و آمريكا از مدت‌ها قبل (از دولت محمود احمدي نژاد) درگير مذاكراتي مخفيانه بودند كه از متحدين آمريكا هم مخفي نگه داشته شده بود.
دست دادن ظريف با جان كري در حاشيه توافق ژنو
روابط فرهنگي[ويرايش]

 يك برچسب تبليغاتي مخالف جنگ با ايران بر روي خودرويي در تگزاس. افراد زيادي مخالف هرگونه درگيري نظامي جديد آمريكا در منطقه خاورميانه هستند.
نوشتار اصلي: روابط فرهنگي ايران و آمريكا

روابط فرهنگي ايران و آمريكا در حيطه ورزش، آموزش عالي، و هنرها سابقه بلندي دارد، تا جايي كه شهرهاي تهران و لس آنجلس،[۱۰۱] شيراز و آستين[نيازمند منبع] شهرهاي خواهر بوده‌اند. برخي فعاليتها همانند فعاليتهاي انجمن ايران و آمريكا، كتابخانه آبراهام لينكلن، و در جستجوي زمينه مشترك، حالت سازمان يافته و نسبتاً دائمي داشتند، و برخي ديگر همانند نمايشگاه‌ها و همايش‌ها بصورت رويدادي و گذرا بودند. پژوهش‌ها نشان مي‌دهند كه ايراني‌ها برعكس آمريكايي‌ها چندان به لحاظ فرهنگي به آمريكائيان بدبين نيستند.

كپي از:farsnews.com


برچسب: ،
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ شهريور ۱۳۹۴ساعت: ۰۲:۰۴:۰۰ توسط:SAHAR موضوع:

:: مطالب مشابه
[RelPostTitle] [RelPostTitle]
نظرات
نام :   ایمیل : [ آدرس ایمیل ]   سایت : [ آدرس وبسايت ]
0 0
متن : Hi to every single one, it's actually a pleasant for me to visit this website, it contains precious Information.
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :